أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

5

قانون ( فارسى )

نيستند ، و در ميان مرى و معده تا اندازه‌اى فرق پديدار است . گوهر سرشتى مرى بسيار شبيه به ماهيچه است و گوهر معده بسيار شبيه به پيهاست . در جايى كه معده و مرى به هم مىرسند - كه مرى در آنجا به حجاب رسيده است - جزئى از معده به حالت مخروطى و تنگ درمىآيد ؛ همان مخروطى از بالا باريك و تنگ و از پايين گشاد مىشود ، زيرا پايگاه خوراك بلعيده شده در قسمت پايينى است و بايد گشاد باشد . مرى مستدير آفريده شده ، و حكمت در اين مستدير آفريده شدن را مىدانى ! مرى از سوى عقبى مسطح است تا در برخورد با جسم سخت آماده‌تر باشد . مرى خودبه‌خود دوطبقه است . طبقهء داخلى ليفهايش طولانى و در درازا قرار دارند ، و سبب را مىدانى كه براى جذب كردن و كشيدن ، نياز به طولانى بودن ليف هست و ليفى كه در درازا قرار گرفته است كشيدن خوراك به سوى داخل را به عهده مىگيرد . هنگامى كه عمليات بلعيدن سر مىرسد ، معده درهم مىفشرد ( كوتاه مىشود - نسخه ) و حنجره بالا مىرود . طبقهء خارجى آنچه از مرى دور تر است ليفهايش پهناورند و در پهنا كشيده شده‌اند . سبب را مىدانى كه هول دادن بلعيده به ليف پهناور و نياز دارد . چرا ليف خارجى براى هول دادن معين شده است و چرا دفع‌كننده بايد در خارج قرار گيرد ؟ زيرا اولين كار مرى در اعمال بلعيدن ، كشيدن است ، و بايد نزديك‌ترين قسمت غشاء خود را به كمك گيرد . دفع كردن ، نوبتش بعد از كشيده شدن خوراك است ، پس كار دومى و در درجهء دوم را به دور تر واگذار كرده است . دفع كردن چه عملياتى دارد ؟ ليفهاى دفع‌كننده كه در پهناى آبشامه قرار دارند و پهناورند در آوند مادهء كشيده شده به درون زنجيره فشارهايى بر محتوى آوند وارد مىآورند تا هرچه در آوند جاى گرفته است بيرون ريزد . كشيدن ماده به درون ، تا بيرون دادن چيزى را مىخواهد كه در اين ميانه بتواند ماده را نگه دارد ؛ كشيده را بگيرد تا دفع‌كننده به سر وقتش مىرسد . براى اين گرفتن ليفى قيقاج در طبقهء داخلى مرى هست كه كار گرفتن ماده به عهدهء اوست و اگر اسهالى روى ندهد ، اين ليف قيقاج بيكار است و مرى آن را به حال خود مىگذارد و به اصطلاح ولش مىكند . طبقهء داخلى مرى همگى پىآلود است زيرا با جرمهاى سفت و پرپشت روبه‌رو مىشود تا بتواند مقاومت كند . طبقهء خارجى مرى هنگامى كه به ته مىرسد ، بيشتر گوشتالو مىشود تا گرم‌تر باشد و در هضم كاراتر . دهانهء پايينى طبقهء خارجى مرى - كه همان دهانهء معده مىشود - بيشتر از ساير قسمتهايش پىآلود است ، تا حساسيت بيشتر داشته باشد . شاخه‌اى از عصب مغز آمده است و به اين قسمت دهانه پيوسته است و حساسيت به وى مىبخشد تا اگر گرسنگى و نياز به مادهء تغذيه بود احساس كند و زنگ آرزوى غذا را به صدا درآورد . در اين حساسيت و احساساتى بودن دهانهء معده در ميان ساير اجزاء معده همه‌كاره است . معده نيازمند است كه هرگاه از غذا خالى شد خبر بدهد و پيك خبررسان داشته باشد . پس اگر